مفاخر ملی

_
_

حجتالاسلام حسني به عنوان يكي از مشاهير و مفاخر كشور ثبت ملي ميشود
_
_
_
_




_
_


وای بر ما که مفاخر ما اینان باشند .

_

_

_

فروغ شعر

_
چهل و سومين سالگرد
فروغ فرخزاد شاعره بزرگ ايراني را گرامي ميدارم
_

_


_


_


_






_

امروز ۲۴ بهمن ماه است

چهل و سه سال گذشت
_
_

براي روزي بعد از 22 بهمن

_
شعري ناب از شاعر بزرگ و مردمي ايران زمين
احمد شاملو :
_
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه یی ست
وقلب
برای زندگی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
روزی که هر لب ترانه یی ست
تا کمترین سرود ، بوسه باشد .
روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود .
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم
_
_

زنداني سياسي

_
_
براي آزادي زندانيان سياسي يك صدا فرياد بزنيم :
بر_
_
زنداني سياسي
_
آزاد بايد گردد
_
_
_

رساله ممنوعه

_
_

صبح زود يك روز بهمن ماه سال 1356 از سروصدا
از خواب بيدار شدم .
در اتاق خانه چند كارتن بزرگ از يك كتاب نسبتا" قطور
را برادرم به همراه دو نفر از دوستانش با ريسمان محكم
مي بستند . رفتم جلو هنوز خواب در چشمانم بود . سلام كردم
پرسيدم اينها چيه ؟ هيچ كس جواب نداد .
شايد هنوز زيادي بچه بودم .
آهسته يكي را برداشتم رويش نوشته بود :
توضيح المسائل . امام خميني
به سرعت كتاب را از دستانم گرفتند
آنها داشتند اين كتابها را بسته بندي ميكردند
بفرستند شهرستان .
آنزمان برادرم كتابدار كتابخانه بود .
بردارم گفت اينها ممنوع است برو بخواب
و من با حفظ كردن نام آن رفتم و شايد خوابيدم
يادم نيست . اما خب اين اولين كتابي ممنوعي بود
كه ميديدم .
بعد از انقلاب اولين كاري كه كردم اين بود كه
رساله توضيح المسائل را گير بياورم و بخوانم
و گير آوردم و خواندم
هرچه بيشتر خواندم نفهميدم چرا كتاب ممنوع است
فكر ميكردم راز و حكمتي در احكام نهفته است كه
من از آن سر در نمي آورم
جز آداب حيض و خلاء و احكام نگاه كردن و جنابت
چيز جالبي در آن نبود .
بعد ها ديدم خيلي ها مثل من فكر مي كردند كه چرا
شاه اشتباه كرد و اين رساله را بجاي ممنوع كردن در
تيراژ بالا منتشر نكرد تا همه بفهمند
اگر در پي اين افراد باشند در آينده
با چه افكاري سرو كار خواهند داشت
بگذريم .
در آخر توجه شما را به مسئله 352 همين رساله جلب مي كنم :
-
وطي در دبر زن حائض كفاره ندارد .
-
-
-

سخنان خميني در بهشت زهرا

__
گفتاری از امام خمینی در بهشت زهرای تهران

از لینک زیر می توانید آنرا دانلود کنید .
به اعتقاد من در تكثير و پخش اين سند تاريخي بايد تلاش كرد

__
__

ما و روزگار ما

یادم نیست این شعر را کجا خواندم ولی
خیلی مناسب وضع و حال ما بود بخصوص
در این زمان که رایحه ی خوش سازش و آشتی می آید
و فرصت طلبان نام خویش را اصلاح طلبان نهاده اند .
--
--
آنکه در خونش طلا بود و شرف
شانه ای بالا تکاند و جام زد
چتر پولادین ناپیدا به دست
رو به ساحل های دیگر گام زد
در شگفت از این غبار بی سوار
خشمگین، ما بی شرف ها مانده ایم

--

--

بد نیست کمی تاریخ بخوانیم

دو سوال دارم :
1- به نظر شما این سخنان متعلق به چه کسی است ؟
2-چه کسی این سخنان را مکتوب کرده و در قالب
چندین جلد منتشر نموده است ؟
.
سپاه باید پشت مردم باشد
اصل مردمند
ارتش هم باید پشت مردم باشد
ارتش وسپاه باید بگویند: جانم فدای مردم
اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است
اصل مردمند
رهبر هم جانش فدای مردم است
ما همه برای مردمیم
سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند
پشتیبان مردم باشد
اگر بگوید جانم فدای رهبر که این می‌شود همان زمان شاه
پس مردم برای چی انقلاب کردند؟

پاسخ :
1- امام خمینی، صحیفه نور، جلد سوم پاراگراف 132
2- امام خامنه ایی
.
.
.

اصلي از قانون اساسي

بد نيست آقايان يكبار ديگر قانون اساسي مترقي !!!؟؟؟ را بخوانند :
اصل ۴۰ :
هیچ‌کس نمی‌تواند اعمال حق خویش را
وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.
شرح و تفسير آن با شما .

ما اعقاب خميني هستيم


جناب آقای خامنه ای ، ولی فقیه مطلق کائنات ، جانداران و بی جانان
خود گرد آورنده سخنان آقای خمینی نیز می باشد .
ایشان تمام سخنان و گفتارهای او را در مجموعه ای تحت عنوان
ْ صحیفه نور ْ جمع آوری و منتشر ساخته است .
جالب است ،
در جلد ششم ص ۳۲ این مطلب از قول خمینی نقل گردیده است :

در حقوق بشر ،
این است که هر ملتی باید برای خودش سرنوشت خودش را
تعیین کند . یعنی الان خودمان باید سرنوشت خودمان را تعیین کنیم .
ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم .
اعقاب ما بعداْ می آیند ،
خودشان سرنوشتی دارند ، به دست خودشان
باید باشد نه به دست من و شما .

آیا وقت آن نرسیده است که نسل های بعدی و
اعقاب آقای خمینی خودشان تصمیم بگیرند ؟